Translation of "acknowledgment" into Persian

سپاسگزاری, تصدیق, اقرار are the top translations of "acknowledgment" into Persian.

acknowledgment noun grammar

The act of acknowledging; admission; avowal; owning; confession. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سپاسگزاری

    noun

    however, I refused, with expressions of the highest acknowledgment.

    اما من با کمال سپاسگزاری همه را رد کردم.

  • تصدیق

    noun

    I stared at him desperately, waiting for him to acknowledge my terrible revelation.

    با ناامیدی به او خیره شدم، منتظر بودم الهام ناگهانی و وحشتناک مرا تصدیق کند.

  • اقرار

    noun

    Even she, at length, was forced to acknowledge that times were changed.

    سرانجام او نیز مجبور شد اقرار کند که زمانه تغییر کرده است.

  • Less frequent translations

    • اعتراف
    • تشکر
    • قبول
    • اذعان
    • قدردانی
    • اقرارنامه
    • اشاره
    • رسید
    • جواب
    • تقدیر
    • تذکر
    • اعتراف رسمی
    • اعلام وصول (نامه و غیره)
    • تصدیق نامه
    • شهادت نامه
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "acknowledgment" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "acknowledgment" with translations into Persian

  • )نتخانش تيمسر هب( ندرك قيدصت
  • اعلام وصول
  • (دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن · آشنایی دادن · اذعان کردن · اعتراف کردن · اعتنا کردن · اقرار کردن · تاييد كردن · تشکر کردن · تصدیق محضری کردن · تصدیق کردن · جواب دادن · جواب سلام دادن · رسید دادن · رسید چیزی را اعلام کردن · سپاسگزاری کردن · صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن · قدردانی کردن · محل گذاشتن
  • اعتراف · اعلامیه،تصدیق،شناسایی،تایید · اقرار · تاييد · تصدیق · رسید · قبول
  • اعتراف کردن · تصدیق کردن · شناختن
  • اذعان شده · اعلام شده · تصدیق شده · ضمنی
  • اعتراف کننده · تصدیق کننده · رسیدگوینده · قبول کننده
  • (دریافت نامه و غیره را) اعلام کردن · آشنایی دادن · اذعان کردن · اعتراف کردن · اعتنا کردن · اقرار کردن · تاييد كردن · تشکر کردن · تصدیق محضری کردن · تصدیق کردن · جواب دادن · جواب سلام دادن · رسید دادن · رسید چیزی را اعلام کردن · سپاسگزاری کردن · صحت یا قانونی بودن مدرکی را تصدیق کردن · قدردانی کردن · محل گذاشتن
Add

Translations of "acknowledgment" into Persian in sentences, translation memory