Translation of "act" into Persian
کار, عمل, فعل are the top translations of "act" into Persian.
act
verb
noun
grammar
(countable) Something done, a deed. [..]
-
کار
noundeed
I'm just saying they wouldn't act on their own.
فقط دارم ميگم اونا سر خود کاري نميکنن.
-
عمل
nounTo contemplate is to labor, to think is to act.
سیر و سلووک، فعالیت است؛ فکر کردن عمل کردن است.
-
فعل
nounbut there are other acts which it is difficult to justify.
اما افعال دیگری هم از او سرزده که توجیه آنها دشوار است.
-
Less frequent translations
- کردار
- قانون
- كردن
- آ.سي.تي
- رفتار
- پرده
- حرکت
- وانمود
- تظاهر
- لایحه
- کنش
- ادا
- حکم
- سند
- ژست
- كانبرا
- فریضه
- مصوبه
- قباله
- (حقوق) حکم دادگاه
- (در برنامه های چند نمایشی) هر یک از نمایش ها
- (در تئاتر و اپرا) بخش
- اثر کردن
- ادای کسی را در آوردن
- اقدام کردن
- بازی در آوردن
- به مثابه چیزی بودن
- تظاهر کردن
- جانشین یا نماینده بودن 0
- دست به کار شدن
- رای مجلس شورا
- رفتار کردن
- رل بازی کردن
- سرزمین پایتخت استرالیا
- عمل کردن
- عمل، فعل، قانون
- فیلم بازی کردن
- متن قانون
- نقش ایفا کردن
- نمایش دادن
- نوناق,هيمالعا
- هنرپیشه شدن
- وانمود کردن
- پرده (نمایش)
- کار چیزی را کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "act" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Act
-
مصوبه
ACT
noun
proper
grammar
A certain standardized college admissions test in the United States, originally called the American College Test. [..]
-
ایسیتی
ایسیتی (آزمون)
Images with "act"
Phrases similar to "act" with translations into Persian
-
اساسنامه · قانون · قانون موضوعه
-
اعمال رسولان
-
بازی رایانهای اکت آف وار
-
قانون اتحادیه صنفی و روابط کار
-
(تاریخ انگلیس و امریکا) لایحه ی تمبر (که امریکاییان را مجبور می کرد مالیات اضافه بدهند: 6
-
(انجیل) کتاب اعمال ( عنوان کامل آن : the Acts of the Apostles) · احكام · حقوق · قانونگذاری
-
جماعت فعال
-
صدا پیشه
Add example
Add