Translation of "adaptive" into Persian
سازگار, وفقی, موافق are the top translations of "adaptive" into Persian.
adaptive
adjective
grammar
Of, pertaining to, characterized by or showing adaptation; making or made fit or suitable. [..]
-
سازگار
They had no chance to adapt to the drastic swings in climate.
آنها هیچ شانسی برای سازگار شدن با این نوسانات آب و هوایی نداشتند.
-
وفقی
adjective -
موافق
adjective
-
Less frequent translations
- جور
- تطابق پذیر
- دارای قوه ی توافق
- قابل تطبیق
- قادر به سازگاری با محیط
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "adaptive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "adaptive" with translations into Persian
-
انطباق رفتاری
-
وفقی
-
(زیست شناسی و گیاه شناسی) سازش · اقتباس · اقليمپذيري · انطباق · انطباق محصول · برداشت · تطابق · تطبیق · تنظیم · توافق · جرح و تعدیل · جورسازی · خوگیری · سازش · سازش (فیزیولوژیکی) · سازش با محیط · سازش فيزيولوژيكي · سازگاری · همرنگی (با جماعت) · وفق ياب
-
تطبیق رفتار
-
(کارهای هنری) اقتباس کردن · انطباق دادن · تغییر دادن · تنظیم کردن · جرح و تعدیل کردن · جور کردن یا شدن · سازش دادن · سازش یافتن · سازگار کردن · سازگار کردن یا شدن · عادت دادن · مناسب کردن یا شدن · همنوایی کردن · وفق دادن
-
فروش تطبیقی
-
تطابق پذیری
Add example
Add