Translation of "adjustive" into Persian
تطبیقی, تعدیلی, تنظیمی are the top translations of "adjustive" into Persian.
adjustive
adjective
grammar
Tending to adjust. [..]
-
تطبیقی
Thus after a period of adjustment she became their sounding board, their neutral confidante, their port in all storms;
از این قرار بعد از یک دورهی تطبیقی، جاستین سنگ صبور و مشکلگشا و محرم رازشان شد.
-
تعدیلی
with adjustments made for the rituals my mother brought from London and Lagos.
با تعدیلی از رسومی که مادرم از لندن و لاگوس ( شهری در نیجریه) با خود آورد.
-
تنظیمی
-
وابسته به سازگاری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "adjustive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "adjustive" with translations into Persian
-
اختلالات سازگاری
-
نرخ بازده تعدیل شده
-
اصلاح پذیر · تعدیل پذیر · درست کردنی · قابل تسویه · قابل تعدیل · میزان کردنی
-
تعدیل پایان دوره – تعدیل پایان سال مالی
-
تراز آزمایشی اصلاح شده ثبت اصلاحی
-
(بیمه) محاسبه ی (برآورد) میزان خسارت · اصلاح / تعدیل · اقتباس · انطباق · تسویه · تطبیق دهی · تعدیل · تغییر · تنزل قیمت · تنظیم · حالصا ،میظنت · دکمه یا اسباب تنظیم · دگرگونی · رگلاژ · سازش · سازگاری · میزان · میزان ساز · میزان گر · کم کردن قیمت (به خاطر عیب کالا)
-
تعدیلهای حسابداری
-
تنظیم تولید · تنظیم كشاورزي
Add example
Add