Translation of "admir" into Persian
ستایش, تحسین, والا مقام نمودن are the top translations of "admir" into Persian.
admir
-
ستایش
My little friend Grildrig, you have made a most admirable panegyric upon your country.
گفت گریلدریگ ای دوست کوچک من تو به شیوه ای هرچه پسندیدهتر به ستایش میهن خود پرداختی.
-
تحسین
I don't have a solution but I admire the problem.
من راه حلی ندارم، اما مسأله را تحسین میکنم.
-
والا مقام نمودن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "admir" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "admir" with translations into Persian
-
(نیروی دریایی) دریابان · دریابان · دریاسالار
-
(جانورشناسی) پروانه ی وانسا (Vanessa atalanta)
-
ستایش امیز · پسندامیز
-
(نیروی دریایی) دریادار · دریابان · دریاسالار دوم · سرتیپ دریایی
-
(قدیمی) شگفت زده شدن · (محلی) خواستن · آرزو کردن · احترام قائل شدن · تحسین کردن · تحيسن كردن · تعجب کردن · حظ کردن · درشگفت شدن · ستودن · متعجب ساختن · پسند کردن · پسندیدن
-
دریاسالار · فرمانده
-
دریادار
-
دریابان
Add example
Add