Translation of "affect" into Persian
اثر, دوست داشتن, وانمود کردن are the top translations of "affect" into Persian.
(transitive) To influence or alter. [..]
-
اثر
nounThe fourth way in which sound affects us is behaviorally.
نوع چهارم اثر صدا بر ما، رفتاری هست.
-
دوست داشتن
verbI'll show you how Rogojin shows his affection for his friends.
خواهی دید روگوژین چگونه فن دوست داشتن را میداند.
-
وانمود کردن
verbsaid Raffles, affecting to scratch his head and wrinkle his brows upward as if he were nonplussed.
را فلز وانمود کرد مات و مبهوت شده است، سرش را خاراند و چینی به ابرو انداخت.
-
Less frequent translations
- احساس
- تاثر
- انفعال
- ترجیح
- نتیجه
- (روان شناسی) عاطفه
- (قدیمی) خواستن
- (مهجور) تمایل
- اثر کردن
- احساسات
- به خود بستن
- بهانه کردن
- بهم فشردن
- تحت تاثیر قرار دادن
- ترجیح دادن
- تظاهر کردن
- تظاهر کردن به
- عادت (به پوشیدن) داشتن
- متاثر کردن
- نگاه کردن
- وابسته بودن به
- واکنش احساسی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "affect" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
"Affect" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Affect in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Phrases similar to "affect" with translations into Persian
-
حیطه عاطفی، حیطه تأثیر
-
بی محبت · سرکش · متمرد · ناراضی
-
احساساتی
-
بامحبت · مهربانی
-
ادا و اطوار · تصنع · تظاهر · تکلف · رفتار مصنوعی (برای جلب توجه) · ریا · ظاهرسازی · قر و غمزه · ناز · وانمود · ژست
-
انفعالی · خود بهره ور · عاطفی · وابسته به عاطفه و احساس
-
تاثرآور · متاثر کننده · موثر
-
ابتلا · با محبت · بیماری · تظاهر · تمایل · حالت فکری یا روحی · خصلت · خصیصه · خو · خونگرمی · عاطفه · عشق · علاقه · محبت · مهر · مهربانی · مودت · وانمود · کسالت - - صفت مشخصه (اشیا) · گرایش