Translation of "agentive" into Persian
کنادی, وابسته به آوند فاعلی, پسوند یا آوندی که واژه را تبدیل به اسم فاعل می کند (مثل er- در واژه ی worker) آوند فاعلی are the top translations of "agentive" into Persian.
agentive
adjective
noun
grammar
(linguistics) Indicating an agent or agency (as -er in lexicographer). [..]
-
کنادی
-
وابسته به آوند فاعلی
-
پسوند یا آوندی که واژه را تبدیل به اسم فاعل می کند (مثل er- در واژه ی worker) آوند فاعلی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "agentive" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "agentive" with translations into Persian
-
سلاح میکروبی
-
مامور بازنویسی آدرس
-
(ارتش) خرج (مواد منفجره) · (شیمی) عامل · (عامیانه) فروشنده ی سیار · آژان · امین · باعث · به عنوان نماینده یا عامل عمل کردن · دستار · دلال · سازه · سمسار · عامل · عضو سازمان دولتی · فاعل (دستور زبان) · مامور · موجب · نماینده · نماینده، کارگزار، عامل، واسط · وکالت دادن · وکیل · پیشکار · کارمند دولت · کارگزار · کنشگر · کننده
-
داروهاي ضد اسهال
Add example
Add