Translation of "allegement" into Persian
ادعا, اظهار are the top translations of "allegement" into Persian.
allegement
noun
grammar
(archaic) Allegation. [..]
-
ادعا
nounIt was kind of along these lines, and the allegation was
تقریباً تو این مایهها بود و ادعا این بود من "به تروریستها علاقه دارم."
-
اظهار
nounAlways amidst allegations of corruption including millions of dollars in missing public funds.
همیشه در میان اظهار فساد شامل ميليون ها دلار از سرمايه هاي عمومي گم شده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "allegement" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "allegement" with translations into Persian
-
(حقوق) اظهاری که دادخواه در نظر دارد بعدا اثبات کند · اتهام · ادعا · اسناد · اظهار · دعوی · هناهب ،راهظا
-
(حقوق) ادعا کردن · (قدیمی) به عنوان مدرک یا مرجع (له یا علیه) رای دادن · (معمولا بدون مدرک و اثبات) اظهار کردن · ارائه دادن · اقامه کردن · بحق دانستن · تاکید کردن · مدعی شدن · نظر دادن
-
(حقوق) متهم · ادعائی، · بقول معروف · به اصطلاح · منتسب به · مورد ادعا
-
مقدار خالی بسته
-
(حقوق) ادعا کردن · (قدیمی) به عنوان مدرک یا مرجع (له یا علیه) رای دادن · (معمولا بدون مدرک و اثبات) اظهار کردن · ارائه دادن · اقامه کردن · بحق دانستن · تاکید کردن · مدعی شدن · نظر دادن
Add example
Add