Translation of "allies" into Persian

نیروهای متفقین, (جنگ جهانی اول) متفقین (انگلیس و فرانسه و روسیه که بعدا امریکا و ایتالیا و ژاپن به آنها پیوستند), (جنگ جهانی دوم) متفقین (امریکا و انگلیس و شوروی به علاوه ی چند کشور کوچکتر) are the top translations of "allies" into Persian.

allies verb noun

Plural form of ally. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • نیروهای متفقین

    people and organizations that have mutually associated toward a common goal or purpose

    Then the Allied forces went through his collections

    بعد از اون نیروهای متفقین به سراغ مجموعه اش رفتن،

  • (جنگ جهانی اول) متفقین (انگلیس و فرانسه و روسیه که بعدا امریکا و ایتالیا و ژاپن به آنها پیوستند)

  • (جنگ جهانی دوم) متفقین (امریکا و انگلیس و شوروی به علاوه ی چند کشور کوچکتر)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "allies" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Allies proper noun

The countries allied against the Axis Powers during World War II. The major signatories included the United States, Soviet Union, Britain, France, Canada, and China. [..]

+ Add

"Allies" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Allies in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "allies" with translations into Persian

  • انباز،همکار؛ شریک. همتا.همراه؛ قرین. · بستن · جور · حامی · خویش · دست به یکی کردن · دوست · قرابت داشتن · متحد · متحد کردن · متحد کردن یا شدن · متفق · متفق کردن یا شدن · مربوط کردن · مشابه · منسوب · منسوب بودن با · هم خانواده · هم خانواده بودن · هم عهد · هم عهد شدن · هم پیمان · هم پیمان کردن یا شدن · همبسته کردن · همدست · همدست شدن · همپیمان · همکار · وصلت کردن · پشتیبان · پیوستن · پیوند دادن · یار · یاور
  • دانشکده پیراپزشکی
  • (با A بزرگ) وابسته به متفقین یا متحدان (به ویژه امریکا و انگلیس) · آوسته · از یک خانواده · خویش · متحد · متفق · مربوط · هم خانواده · هم عهد · هم پیمان · وابسته · یکپارچه
  • شرکت وابسته
  • متحد، میانجی
  • همدستان شب
  • جمع کردن · متحد کردن
  • نیروهای متفقین
Add

Translations of "allies" into Persian in sentences, translation memory