Translation of "allowable" into Persian
مجاز, جایز, روا are the top translations of "allowable" into Persian.
allowable
adjective
grammar
Appropriate; satisfactory; acceptable. [..]
-
مجاز
What isn't forbidden is allowed.
آنچه ممنوع نیست مجاز است.
-
جایز
12 At the same time, God’s laws allow for great freedom of choice within their boundaries.
۱۲ در عین حال، قوانین خدا حق انتخاب وسیعی را در چهارچوب خود جایز میدانند.
-
روا
for these I gave, as it was reasonable, great allowance.
روا بود که من آنان را چنانکه باید معذور دارم.
-
Less frequent translations
- پذیرفتنی
- موجه
- معقول
- قابل توجیه
- قابل قبول
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "allowable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "allowable" with translations into Persian
-
اجازه دادن · اجازه ی ورود · اختصاص دادن · اذعان کردن · استنتاج کردن · امکان دادن · اندوختن · به حساب آوردن · بهره دادن · تصدیق کردن · جایز شمردن · دادن · رخصت دادن · روا داشتن · روا دانستن · روا کردن · سود دادن · قبول کردن · مجاز دانستن · مجاز کردن · معتبر دانستن · ممکن ساختن · منظور کردن · نتیجه گرفتن · ندیده گرفتن · پذیرفتن · گذاشتن
-
اندوخته ذخیره مصرف استهلاک سرمایه
-
مقرری خانواده
-
حق تاهل، فوق العادهتاهل
-
تخفیف اعطایی
-
اندوخته زیان وام
-
ذخیره استهلاک
Add example
Add