Translation of "alterant" into Persian
تبدیلی, تغییر دادنی, تغییر دهنده are the top translations of "alterant" into Persian.
alterant
adjective
noun
grammar
Something that causes alteration, that alters. [..]
-
تبدیلی
-
تغییر دادنی
-
تغییر دهنده
You know, we don't think of cancer as altering the environment.
میدانید که به سرطان بعنوان تغییر دهنده محیط فکر نمیکنیم.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "alterant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "alterant" with translations into Persian
-
(جزئیات ولی نه کلیات را) عوض کردن · (حیوان) اخته کردن · (خیاطی) بازدوزی کردن (برای خوردن به قامت و غیره) · اخته کردن · تغییر دادن · دستکاری کردن · دگراندن · دگروار کردن · دگرگون شدن · دگرگون کردن · رحم در آوردن · نابارور کردن · گردانیدن
-
تبدیل · تجدید نظر · تحویل · تغییر · تغییر (در فرعیات نه کلیات) · دستکاری · دگرش · دگرواری · دگرگوني · دگرگونی
-
(پزشکی - در مورد برخی داروها یا درمان ها) بازآور تدریجی سلامتی · بهبودآور · تغییرآور · درمانی · دگروارگر · دگرگون ساز · سلامتی بخش · شفا بخش · علاج بخش · معالج
-
اصلاح پذیر · تغییر پذیر · تغییرپذیر · دگرگون شو
-
بطور تغییر پذیر
-
(روان شناسی) جنبه ی دیگر شخص · خود دیگر · دوست جان جانی · دگر خود · دیگر خود · رفیق شفیق · همدم
-
تغییرپذیری · قابلیت تغییر
-
تغییر یافت · تغییر یافته · دگرگون شده · عوض شده
Add example
Add