Translation of "analog" into Persian

آنالوگ, قیاسی, فراسنجگر are the top translations of "analog" into Persian.

analog adjective noun grammar

(of a device or system) in which the value of a data item (such as time) is represented by a continuously variable physical quantity that can be measured (such as the shadow of a sundial) [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • آنالوگ

    Their sensors on the walls don't care about analog signals.

    سنسورهاشون که روی دیوار قرار داره نسبت به سیگنال های آنالوگ حساس نیستن.

  • قیاسی

    And in the 21st century, you have to do an analog to that.

    و در قرن بیست و یکم ، شما باید قیاسی برای آن انجام دهید.

  • فراسنجگر

  • Less frequent translations

    • غیررقمی
    • فراسنج
    • قیاسگر
    • تشابهی
    • همسان
    • (در مورد صفحه ی ساعت و غیره) عقربه دار
    • (وابسته به روش سنجشی که درآن یک عامل مثلا صدا یا حرارت بر حسب عامل دیگری مثلا ولتاژ برق سنجیده می شود - وابسته به تبدیل موج صدا یا برق به شیار روی صفحه ی گرامافون و غیره) قیاسی
    • رجوع شود به analogue
    • مانسته (در مقابل رقمی :digital)
    • مانند،شبیه
    • وابسته به کامپیوتر فراسنجگر (قیاسی)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "analog" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "analog" with translations into Persian

  • برآورد مشابه
  • (زیست شناسی - مشابه از نظر عملکرد ولی غیرمشابه از نظر ساختمان یا اصل) هم ارز · خبرنگار · طرف معامله · فراسنج پذیر · قابل قياس · قابل مقایسه · قیاس پذیر · متشابه · متناظر · مخبر · مشابه · مطابق · همسان · همسنج پذیر
  • از راه فراسنجی (قیاس) استدلال وبیان کردن · تشبیه کردن · فراسنج کردن · قیاس کردن · مقایسه کردن · همسنجیدن
  • مبدل دیجیتال به آنالوگ
  • قیاس
  • (بین دو چیز که فقط از برخی جنبه ها شبیه یا قابل قیاس اند) شباهت نسبی · (زبان شناسی) قرینه سازی · (زیست شناسی) شباهت دو عضو از نظر عملکرد (در حالی که از نظر ساختمان و اصل متفاوت اند) · (منطق) قیاس · تشبیه · تطابق · تمثیل · سامانگرایی · شباهت · فراسنجی · قیاس · قیاس تشبیهی · مانند، شبیه، قیاس · مقایسه · هم ارزی · همانندی · همسانی · همسنجی
  • سیگنال پیوسته
  • مبدل سیگنالهای آنالوگ به دیجیتال
Add

Translations of "analog" into Persian in sentences, translation memory