Translation of "angered" into Persian

خشمناک, عصبانی, عصبانی شد are the top translations of "angered" into Persian.

angered adjective verb grammar

Simple past tense and past participle of anger. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • خشمناک

    adjective

    He grew still more irritable, and it was Princess Mary who generally bore the brunt of his frequent fits of unprovoked anger.

    بیش از پیش خشمناک میشد و تمام ضربات خشم بیموقع وی بیشتر متوجه شاهزاده خانم ماریا بود.

  • عصبانی

    adjective

    Vickery had disappointed me, and I had angered him.

    وی کری مرا از خود ناامید کرده و از او عصبانی شده بودم.

  • عصبانی شد

    Vickery had disappointed me, and I had angered him.

    وی کری مرا از خود ناامید کرده و از او عصبانی شده بودم.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "angered" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "angered" with translations into Persian

  • (محلی) تورم زخم · (مهجور) درد و زحمت · بخار · برآشفتگی · خشم · خشمگین کردن یا شدن · دژ · دژی · رنج · عصبانی کردن یا شدن · عصبانیت · غضب · غضب کردن · غیظ · متورم و دردناک شدن (زخم)
  • آنژو
  • تظاهر به خشم
  • (محلی) تورم زخم · (مهجور) درد و زحمت · بخار · برآشفتگی · خشم · خشمگین کردن یا شدن · دژ · دژی · رنج · عصبانی کردن یا شدن · عصبانیت · غضب · غضب کردن · غیظ · متورم و دردناک شدن (زخم)
  • (محلی) تورم زخم · (مهجور) درد و زحمت · بخار · برآشفتگی · خشم · خشمگین کردن یا شدن · دژ · دژی · رنج · عصبانی کردن یا شدن · عصبانیت · غضب · غضب کردن · غیظ · متورم و دردناک شدن (زخم)
  • (محلی) تورم زخم · (مهجور) درد و زحمت · بخار · برآشفتگی · خشم · خشمگین کردن یا شدن · دژ · دژی · رنج · عصبانی کردن یا شدن · عصبانیت · غضب · غضب کردن · غیظ · متورم و دردناک شدن (زخم)
  • (محلی) تورم زخم · (مهجور) درد و زحمت · بخار · برآشفتگی · خشم · خشمگین کردن یا شدن · دژ · دژی · رنج · عصبانی کردن یا شدن · عصبانیت · غضب · غضب کردن · غیظ · متورم و دردناک شدن (زخم)
  • (محلی) تورم زخم · (مهجور) درد و زحمت · بخار · برآشفتگی · خشم · خشمگین کردن یا شدن · دژ · دژی · رنج · عصبانی کردن یا شدن · عصبانیت · غضب · غضب کردن · غیظ · متورم و دردناک شدن (زخم)
Add

Translations of "angered" into Persian in sentences, translation memory