Translation of "antecedent" into Persian
اسبق, پیشینیان, مقدم are the top translations of "antecedent" into Persian.
antecedent
adjective
noun
grammar
Earlier, either in time or order. [..]
-
اسبق
-
پیشینیان
-
مقدم
noun
-
Less frequent translations
- پیشتر
- پیشین
- قبلی
- سابق
- (از نظر ترتیب یا زمان یا منطق) مقدم
- (جمع) اجداد
- (دستور زبان) مرجع
- (ریاضی) مقدم (ترکیب شرطی)
- (منطق) بخشی از یک قضیه ی مشروط که حاوی شرط است
- برخه شمار (با مخرج یا consequent مقایسه شود)
- صورت کسر
- مقدم (منطق)
- پیش آیند
- پیش واژه (در جمله ی : the man who spoke واژه ی man مرجع ضمیر who است)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "antecedent" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "antecedent" with translations into Persian
-
برتری · تقدم · حق تقدم · پیشتر بودن
-
(از نظر رتبه یا محل یا زمان) پیشتر بودن · (نجوم) حرکت پس رفتی · اولویت · برتری · تقدم · جلوروی · حق تقدم · سبقت · پیش آیندی
-
انکار مقدمات
-
(از نظر رتبه یا محل یا زمان) پیشتر بودن · اسبق بودن · جلو رفتن · مقدم بودن · پیش بودن · پیش بینی کردن
-
پیشینه های محیطی
Add example
Add