Translation of "ape" into Persian

کپی, تقلید کردن, بوزینه are the top translations of "ape" into Persian.

ape adjective verb noun grammar

Wild; crazy. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کپی

    noun

    animal

  • تقلید کردن

    verb

    imitate [..]

    Fyodor Pavlovitch did the same, mimicking Mi'sov like an ape.

    فیودور پاولوویچ هم همهٔ حرکات میوسوف را تقلید کرد

  • بوزینه

    noun

    animal

  • Less frequent translations

    • کپی کردن
    • میمون
    • ميمون
    • مقلد
    • شیطنت کردن
    • شیطنت
    • انتر
    • نخستیها
    • (جانورشناسی) بزرگ میمون
    • (عامیانه) میمون
    • آدم گنده و زمخت و دست و پا چلف
    • ادا درآوردن
    • تقلید کسی را درآوردن
    • دست انداختن
    • شبه انسان
    • میمون انسان نما (تیره ی Pongidae شامل نخستینیانی همانند گوریل و شامپانزه می گردد)
    • نره غول
    • کردن
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "ape" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Ape
+ Add

"Ape" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Ape in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Images with "ape"

Phrases similar to "ape" with translations into Persian

  • بوزينهها · عنترها · مارموزتها · ماكاكا · مككها · میمونها
  • AP
    مخفف : اسوشیتدپرس · مخفف : ماه اپریل (آوریل)
  • (آدم واره ی اولیه) انسان سوارتز کرانتز (Austalopithecus robustus crassidens)
  • (جانورشناسی) هر یک از میمون های آدم نما (از تیره Pongidae) از قبیل گوریل و شامپانزه و عنتر
  • ap-
    پیشوند: برابر ad (پیش از واکه می شود: -apo)
  • حلقه مفقوده · میمون انسان نما (انواع نخستینیان منقرض که ویژگی های آنها بین انسان و میمون بود)
  • (جانورشناسی) میمون مکک (Macaca sylvana - بی دم و بومی افریقای شمالی)
  • گوریل انگوری
Add

Translations of "ape" into Persian in sentences, translation memory