Translation of "argument" into Persian
برهان, بحث, استدلال are the top translations of "argument" into Persian.
argument
Verb
noun
grammar
A fact or statement used to support a proposition; a reason. [..]
-
برهان
nounattempt to persuade
-
بحث
nounHe continued with his argument while I changed, gesturing with sudden, agitated movements.
در مدتی که من لباس میپوشیدم با حرکات آشفته و ناگهانی به بحث ادامه داد.
-
استدلال
The argument turned out to be far simpler than he had expected.
استدلال کازنیشف به مراتب سادهتر از آن بود که لهوین حدس زده بود.
-
Less frequent translations
- دلیل
- مناظره
- مشاجره
- دعوا
- مباحثه
- جدل
- بگومگو
- بحث،استدلال
- حُجَّت
- آرگومان
- جدال
- مدرک
- علت
- محاجه
- مشاجرة
- چرایی
- غوغا
- منازعه
- ستیزه
- (در اصل) اثبات
- (ریاضی) شناسه
- (مهجور) موضوع
- آوند (عدد مختلط)
- اقامه ی دلیل
- بحث و جدل
- خلاصه ی موضوع
- مذاکرات پارلمانی
- هم ستیزی
- چون و چرا
- چکیده ی داستان
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "argument" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "argument" with translations into Persian
-
استدلالی · جدلی · منطقی
-
استدلال قیاسی
-
برهان اختفای الهی
-
استدلال چیزی برای پنهان کردن وجود ندارد
-
استدلالی · استدلالی (argumentive هم می گویند) · اهل بحث و جدل · جدلی · وابسته به بحث و جدل
-
(ریاضی) مناظرات · استدلال · اقامه ی حجت · بحث · برهان آوری · روش استدلال · مذاکرات پارلمانی · مناظره · چون و چرا
-
اعتیادبه جدل یامناظره · تمایل یاعادت به جدال
-
برهان زیبایی
Add example
Add