Translation of "articulator" into Persian
واجگر, (آواشناسی) اندام فراگوی, ادا کننده are the top translations of "articulator" into Persian.
articulator
noun
grammar
One who, or that which, articulates. [..]
-
واجگر
-
(آواشناسی) اندام فراگوی
-
ادا کننده
-
Less frequent translations
- انسان یا چیزی که بیان یا تلفظ می کند
- واج آواگر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "articulator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "articulator" with translations into Persian
-
جایگاه تولید
-
(آوا شناسی) با جنباندن واجگر (یا اندام تولید صدا) صدا ایجاد کردن · (آواشناسی) روشن · (با مفصل یا لولا یا بند و غیره) به هم وصل کردن · (بنا بر منطق یا سیستم به خصوصی) ردیف کردن · (جانورشناسی) مفصل دار · (سخن) همبند کردن یا شدن · بند دار · بند کردن یا شدن · بندبند (مثل بدن مورچه) · بندگاه دار · به هم مرتبط کردن · به وضوح بیان کردن · تشریح کردن · تلفظ کردن · دارای بخش ها یا قطعات مجزا (articulated هم می گویند) · درست و مشخص تلفظ کردن · رسا · سازوار کردن · شمرده ادا کردن · شیوا · صریحا گفتن · فرا گرفتن · فصیح · لولا دار · مرتبط کردن یا شدن · منقطع · مژده دادن · واج آوا تولید کردن · واضح · گویا
-
بازوی مکانیکی
-
روانی · سلاست
-
(گیاه شناسی) بندساق · آوا · اتصال · بست · بندبند شدگی · بندگاه · بندگاه (برگ و ساقه ی گیاه) · بیان · تلفظ · تولید آوا · جنبش اندام واجگر (صداساز) جهت تولید واج آوا (صداهای مفهوم کلمات) · روش اتصال اجزا · روش تلفظ و ادای آواها و واژه ها · روش همبندی · زبان آوری · صدا (به ویژه صدای حروف بی صدا) · فاصله ی بین دو گره · فراگویی · لولا · مفصل · نیک بیانی · واج آوا · وصلگاه · گره
-
جداجدا · شمرده
-
شیوه تولید
-
همبستگی پیوستگی بین صورتهای مالی
Add example
Add