Translation of "ascendant" into Persian
فرازنده, صعودی, برتر are the top translations of "ascendant" into Persian.
ascendant
adjective
noun
grammar
Rising, moving upward. [..]
-
فرازنده
-
صعودی
adjectiveSort a group of cells in ascending(first to last) order
مرتب کردن گروهی از سلولها به ترتیب صعودی) از اول به آخر
-
برتر
and these have been misinterpreted by men who are now in the ascendant positions
از این کتاب ها مردانی قرائت بد ارائه داده اند که حالا در موقعیت برتر قرار دارند
-
Less frequent translations
- مسلط
- بالارو
- صاعد
- فرازسوی
- فرازگر
- متصاعد
- پیچنده
- مستولی
- (ستاره شناسی قدیم - طالع بینی) طالع
- (ستاره شناسی قدیم - طالع بینی) موقعیت زودیاک (منطقه البروج) در هنگام به خصوصی (به ویژه هنگام تولد)
- (گیاه شناسی) گیاه بالارو (مثل نیلوفر)
- جد (اجداد) (در مقابل : اعقاب یا آیندگان descendents)
- دارای سلطه و تفوق
- در حال بالا رفتن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ascendant" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "ascendant"
Phrases similar to "ascendant" with translations into Persian
-
بالارونده
-
تفوق پذیر · فراز پذیر · قابل بالا رفتن از
-
تعالی
-
استیلا · برتری · تسلط · تعالی · تفوق · غلبه · نفوذ
-
بالارفتن · تعالی · صعود
-
استیلا · برتری · تعالی · تفوق · سلطه · فرازش (ascendance و ascendence هم میگویند)
-
بالارفتنی · قابل صعود
-
صعود کرد · مسلط شد
Add example
Add