Translation of "assai" into Persian

شدیدا, (دستور نواختن موسیقی) بسیار, (گیاه شناسی) نخل برزیل (انواع نخل های بومی برزیل از جنس Euterpe به ویژه : Euterpe edulis - دارای میوه ی کوچک گوشتالو وارغوانی رنگ) are the top translations of "assai" into Persian.

assai adverb grammar

In music, a tempo direction equivalent to "very". [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • شدیدا

  • (دستور نواختن موسیقی) بسیار

  • (گیاه شناسی) نخل برزیل (انواع نخل های بومی برزیل از جنس Euterpe به ویژه : Euterpe edulis - دارای میوه ی کوچک گوشتالو وارغوانی رنگ)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "assai" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "assai" with translations into Persian

  • (امریکا) عیار نشان دادن · (برای تعیین محتویات یا درجه ی خلوص آلیاژ و غیره) تعیین عیار · (نادر) سعی · آزمایش · آزمودن · آزمون · امتحان · بررسی کردن · تجزیه و تحلیل · دارای مقدار معینی از ماده ی به خصوصی بودن · سنجش · سنجیدن · عیارگیری کردن · ماده ی مورد سنجش · محک زدن · محک زنی · نتیجه ی سنجش · چشیدن · کوشش
  • اليزاي رقابتي · اليزاي غير مستقيم · اليزاي مستقيم · الیزا · سنجش ايمني جذب مرتبط با آنزيم
  • انگ · تصدیق
  • آر.آي.آ · آزمون راديوآلرگوزوربنت · آزمون راديوايمونوزوربنت · ایمنیسنجی پرتوی · سنجش راديوايمونومتري
  • سنجش – محک
  • آزمون تشخیصی
  • (امریکا) عیار نشان دادن · (برای تعیین محتویات یا درجه ی خلوص آلیاژ و غیره) تعیین عیار · (نادر) سعی · آزمایش · آزمودن · آزمون · امتحان · بررسی کردن · تجزیه و تحلیل · دارای مقدار معینی از ماده ی به خصوصی بودن · سنجش · سنجیدن · عیارگیری کردن · ماده ی مورد سنجش · محک زدن · محک زنی · نتیجه ی سنجش · چشیدن · کوشش
  • (امریکا) عیار نشان دادن · (برای تعیین محتویات یا درجه ی خلوص آلیاژ و غیره) تعیین عیار · (نادر) سعی · آزمایش · آزمودن · آزمون · امتحان · بررسی کردن · تجزیه و تحلیل · دارای مقدار معینی از ماده ی به خصوصی بودن · سنجش · سنجیدن · عیارگیری کردن · ماده ی مورد سنجش · محک زدن · محک زنی · نتیجه ی سنجش · چشیدن · کوشش
Add

Translations of "assai" into Persian in sentences, translation memory