Translation of "assassinate" into Persian
کشتن, (معمولا در مورد قتل های سیاسی) کشتن, آبرو ریزی کردن are the top translations of "assassinate" into Persian.
assassinate
verb
noun
grammar
To murder someone, especially an important person, by a sudden or obscure attack, especially for ideological or political reasons. [..]
-
کشتن
verbHe and Dempsey were in bed together on the assassination attempt of President Martinez.
اون و " دمپزي " توي تلاش براي کشتن رئيس جمهور با هم همدست بودن.
-
(معمولا در مورد قتل های سیاسی) کشتن
-
آبرو ریزی کردن
-
Less frequent translations
- بقتل رساندن
- به قتل رساندن
- ترور کردن
- تهمت زدن
- هتک آبرو کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "assassinate" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "assassinate" with translations into Persian
-
(جانورشناسی) حشره ی مرگ آور (تیره ی Reduviidae)
-
عادلها
-
ترور
-
آدم کشی · آدمکشی · ترور · سوء قصد · قتل
-
دستیاری شد · همکار کسی شد
-
آدم کش · افرین · براوو · خونی · قاتل · مریزاد
-
(از ریشه ی عربی) · (معمولا درمورد قتل های سیاسی) آدمکش · آدمکش · افرین · براوو · حشاشین · حشیشی · خونی، جانی · ضارب · فدایی حسن صباح · قاتل · مریزاد
-
ترور بینظیر بوتو
Add example
Add