Translation of "assimilative" into Persian

وابسته به گوارش (یا همگون سازی) (assimilatory هم میگویند) is the translation of "assimilative" into Persian.

assimilative adjective grammar

Tending to, or characterized by, assimilation. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • وابسته به گوارش (یا همگون سازی) (assimilatory هم میگویند)

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "assimilative" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "assimilative" with translations into Persian

  • جذب و مادهسازي نيترات
  • (زبان شناسی) همگون شدن · (نادر) تشبیه کردن · تحلیل بردن · تشبیه کردن · جذب کردن · جز وجود خود کردن · درآشامیدن · قورت دادن · مقایسه کردن · هضم کردن · همانند کردن · همسان کردن یا شدن · همگن کردن · کاملا درک کردن · گواریدن · یکسان کردن
  • یکسانسازی فرهنگی
  • جذب سطحی
  • (زبان شناسی) همگون سازی · (زیست شناسی) تبدیل خوراک گواریده به پروتوپلاسم · (گیاه شناسی) جذب مواد غذایی (در اثر فتوسنتز) · آنابولیسم · ابدال · تجانس · تحلیل بری · تسطیح · تطبیق شبیه سازی همانند سازی · جذب · جذب و مادهسازی · درآشامش · فراگوهرش · ماده سازی · هضم · همانند سازی · همسان سازی · همسانی · همگونی · گوارش · یکسان سازی · یکسانسازی
  • تحلیل برنده · جذب کننده · دانشور · همانند سازنده · یادگیرنده
  • جذب شدنی · قابل تحلیل دربدن · هم جنس شدنی · یکسان شدنی
  • جاذب · گیرا
Add

Translations of "assimilative" into Persian in sentences, translation memory