Translation of "assortment" into Persian
کلکسیون, جورسازی, دسته بندی are the top translations of "assortment" into Persian.
assortment
noun
grammar
A collection of varying but related items. [..]
-
کلکسیون
Mrs. Beth Bouncer will open her new assortment of Doll's Millinery next week.
خانم بت بو نگر، هفتهی آینده کلکسیون لباسهای عروسک خود را به معرض نمایش خواهند گذاشت و آخرین مدهای پاریس را ارائه خواهد کرد.
-
جورسازی
-
دسته بندی
-
Less frequent translations
- رده بندی
- طبقه بندی
- عطر گل
- مجموعه محصولات
- هم جوره
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "assortment" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "assortment"
Phrases similar to "assortment" with translations into Persian
-
آمیخته · از جورهای مختلف · به رنگ ها و اندازه ها (و غیره)ی مختلف ولی از یک نوع · جور شده · دسته بندی شده · رنگارنگ · مناسب · گوناگون
-
جداول دستهبندی · جدول دستهبندی · دستهبندی در جنگلداری
-
جداول دستهبندی · جدول دستهبندی · دستهبندی در جنگلداری
-
طبقه بندی
-
برونچليپايي · تكزامهاي · جفتگیري جور · دستگاههای جفتگیری
-
از یک نوع یا طبقه بودن (با with) · به هم آمدن · به هم خوردن · جور بودن · جور کردن · دسته دسته کردن یا شدن · دمساز شدن · طبقه بندی کردن · محشور بودن یا شدن · مربوط ساختن · معاشرت کردن · همجور بودن · همنشینی کردن · وابسته کردن
-
از یک نوع یا طبقه بودن (با with) · به هم آمدن · به هم خوردن · جور بودن · جور کردن · دسته دسته کردن یا شدن · دمساز شدن · طبقه بندی کردن · محشور بودن یا شدن · مربوط ساختن · معاشرت کردن · همجور بودن · همنشینی کردن · وابسته کردن
Add example
Add