Translation of "atmosphere" into Persian
جو, اندروا, اتمسفر are the top translations of "atmosphere" into Persian.
atmosphere
noun
grammar
The gases surrounding the Earth or any astronomical body. [..]
-
جو
nounmood or feeling [..]
I wanted to try to explain to you how we study exoplanet atmospheres.
می خواهم سعی کنم توضیح دهم که چطور جو فراخورشیدی ها را بررسی می کنم.
-
اندروا
nounmood or feeling [..]
-
اتمسفر
gases surrounding the Earth [..]
The atmosphere had more oxygen than at any other time in Earth's history, before or since.
اتمسفر بیش از هر زمان دیگری در تاریخ زمین چه قبل و چه بعد از آن اکسیژن داشت.
-
Less frequent translations
- آتمسفر
- محیط
- حال و هوا
- حس و حال
- هوا
- استراتوسفر
- تروپوسفر
- نیوار
- هواکره
- (عامیانه) گیرایی
- (فیزیک) واحد فشار معادل با 523/101 نیوتون بر هر مترمربع
- (هوایی که به ارتفاع هزار کیلومتر دور زمین را فرا گرفته است و هفتادوهشت درصد آن نیتروژن و بیست و یک درصد آن اکسیژن ویک درصد آن گازهای دیگر است) کره ی هوا
- جو سایر ستاره ها و سیارات
- حالت (در مورد مکان)
- حالت بخصوص (در اثر مبلمان و تزئینات)
- حالت و اثر کار هنری
- هوا سپهر
- هوای هر جای بخصوص
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "atmosphere" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "atmosphere" with translations into Persian
-
(رادیو) پارازیت · تاثیر · حالت کلی · نوفه
-
اتمسفری · ایجاد شده توسط جو · ایجاد کننده یا دارای حالت خاص · جوی · نیواری · وابسته به کره ی هوا
-
شرايط جوي · عناصر هواشناختي · فاکتورهای هواشناختی
-
ذخيرهسازي با جو اصلاحشده · ذخيرهسازي سي.آ · ذخیرهسازی با جو کنترلشده
-
آشفتگی جوي · آشفتگیهای جوی · بهمخوردگيهای جوي
-
یخبندان جوی
-
دماي جوي
-
جو خاك · جو زمين · هوای خاک
Add example
Add