Translation of "attachable" into Persian
توقیف کردنی, ضبط کردنی are the top translations of "attachable" into Persian.
attachable
adjective
grammar
Able to be attached. [..]
-
توقیف کردنی
-
ضبط کردنی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "attachable" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "attachable" with translations into Persian
-
قید و بند
-
ضمیمه – پیوست
-
(ارتش) موقتا به یگان دیگری منتقل کردن (سربازان یا رسته ها) · (امضا یا مهر یا تبصره و غیره) افزودن · (حقوق) ضبط کردن (ملک به دستور دادگاه) · الصاق کردن · بستن به · توقیف کردن · حکم توقیف ملک صادر کردن · دلبستگی پیدا کردن · دوسانیدن · دوسیدن · زیر امر قرار دادن · ضبط کردن · قائل شدن · ناشی از · وصل کردن · پیوستن · چسباندن · گذاشتن
-
نظریه دلبستگی
-
علاقه مند بودن به
-
رایزن · وابسته · گماشته
-
آتاشه ی نظامی · وابسته ی نظامی
-
چمدانچه (ویژه ی حمل اسناد و غیره) · کیف دیپلمات · کیف سامسونت
Add example
Add