Translation of "aviator" into Persian
خلبان, هواپیما, هوانورد are the top translations of "aviator" into Persian.
aviator
noun
grammar
An aircraft pilot. The use of the word may imply claims of superior airmanship, as in navy aviator vs. air force pilot. [..]
-
خلبان
nounperson actively involved in flying an aircraft
I'd like to be an aviator,or own a corking big garage, or else
من میخواهم خلبان بشوم یا یک گاراژ گنده خیلی قشنگ باز کنم یا اینکه
-
هواپیما
noun -
هوانورد
noun -
پروازگر
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "aviator" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "aviator"
Phrases similar to "aviator" with translations into Persian
-
هوانورد
-
هوانوردی عمومی
-
خلبانی کردن · هواپیمایی کردن · پروازکردن
-
صنعت هواگرد
-
عینک خلبانی · چشم افزار پرواز (که در هواپیماهای قدیم به کار برده می شد)
-
هوانوردی تجاری
-
(ساختن و به کاربری وسایل ترابری سنگین تر از هوا مانند هواپیما و هواناو و سفینه و غیره)هوانوردی · حمل و نقل هوایی · خلبانی · دانش و هنر خلبانی · هوابردی · هوانوردی · هوانیرو · هوانیروز · هواپیما (به ویژه هواپیماهای نظامی) · هواپیمایی
-
(بخشی از پزشکی که با بهداشت هواپیمایی و فضایی سروکار دارد) پزشکی آسمان نوردی
Add example
Add