Translation of "avocational" into Persian

وابسته بکار فرعی is the translation of "avocational" into Persian.

avocational adjective

of, relating to, or being an avocation [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • وابسته بکار فرعی

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "avocational" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "avocational" with translations into Persian

  • (مهجور) رها کردن کاری · (نادر) کار اصلی · (کار یا مشغولیاتی که علاوه بر کار اصلی و اغلب به منظور خوشایند انجام می شود) سرگرمی · حرفه · شغل · مشغولیت · ناتمام گذاری · کار · کار جزیی · کار ذوقی · کار فرعی · کارتفریحی (با vocationمقایسه شود) · کارفرعی
  • پیشه
  • (مهجور) رها کردن کاری · (نادر) کار اصلی · (کار یا مشغولیاتی که علاوه بر کار اصلی و اغلب به منظور خوشایند انجام می شود) سرگرمی · حرفه · شغل · مشغولیت · ناتمام گذاری · کار · کار جزیی · کار ذوقی · کار فرعی · کارتفریحی (با vocationمقایسه شود) · کارفرعی
Add

Translations of "avocational" into Persian in sentences, translation memory