Translation of "babies" into Persian
شيرخواران, نوزادان are the top translations of "babies" into Persian.
babies
verb
noun
Plural form of baby. [..]
-
شيرخواران
-
نوزادان
nounShe never forgets to admire our baby.
او هرگز تعریف کردن از نوزاد ما را فراموش نمی کند.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "babies" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "babies" with translations into Persian
-
(جانورشناسی) گونه های نخستیان میمون مانند جنگل های حاره ی افریقا از تیره ی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
-
غذاهاي شیرخوار · غذاهاي پس از شيرگيري · غذاهای کودک
-
شیرخوارگاه · قلمستان
-
(امریکا - خودمانی) عزیزم · (عامیانه) شخص · tefl · با کسی مثل کودک رفتار کردن · بچه · بچه بازی درآوردن · بچه مانند · بچه ننه · بچه ی کوچک · تر و خشک کردن · ته تغاری · ته تُغاری · توجه کردن · توله · جانم · جوانترین · جوجه · خردترین · خردسال ترین · خواهر · شیرخواره · طفل · كودك · لوس شدن · نوازش کردن · نوزاد · نوزاد حیوان · وابسته به نوزاد · چیز · کودک · کودکانه · کوچولو · کوچکترین · کُره
-
(در غیاب والدین) بچه داری کردن · از بچه های دیگران نگهداری کردن · للگی کردن
-
كودك نزاده
-
کوچولوی چشم آبی
-
هویج اطلس
Add example
Add