Translation of "bait" into Persian

طعمه, دام, تله are the top translations of "bait" into Persian.

bait verb noun grammar

Any substance, especially food, used in catching fish, or other animals, by alluring them to a hook, snare, trap, or net. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • طعمه

    noun

    Free bait in exchange for never having to take the bus again.

    طعمه مجاني ، در عوض سوار نشدن اتوبوس مدرسه.

  • دام

    noun

    i couldn't have even imagined her as the bait

    من نمیتونم حتی تصورشو بکنم که او در دام افتاد

  • تله

    noun

    its bait. part of an internal mole hunt

    اون يک تله است. يک بخش از عمليات شكار موش كور داخلي

  • Less frequent translations

    • چشته
    • ملواح
    • پیشاور
    • گولزنه
    • گیرانداز
    • (با آزار و پاپی شدن) به دعوا تحریک کردن
    • (برای جلب ماهی) گوشت و غیره به قلاب آویختن
    • (بیخود) تاختن بر
    • (قدیم) توقف برای صرف غذا
    • (قدیمی) برای صرف خوراک توقف کردن (در سفر)
    • (قدیمی) به چهارپایان خوراک دادن (حین سفر)
    • به دام کشیدن
    • تطمیع کردن
    • در معرض حمله ی سگ قرار دادن
    • سر به سر گذاشتن
    • سرزنش کردن
    • شماتت کردن
    • طعمه (برای جلب حیوان یا ماهی)
    • طعمه دادن
    • غیظ کسی را درآوردن
    • مورد حمله ی مکرر و شدید قرار دادن
    • وسوسه کردن
    • وسیله ی جلب و تطمیع
    • پا روی دم کسی گذاشتن
    • پنیر توی تله گذاشتن
    • چشته خور کردن
    • کیش کردن سگ
    • گول زنک
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bait" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Translations with alternative spelling

Bait
+ Add

"Bait" in English - Persian dictionary

Currently, we have no translations for Bait in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.

Phrases similar to "bait" with translations into Persian

  • نشریه ء معتبری که در زمینه کامپیوتر منتشر میشود
  • (ماهیگیری با قلاب) وابسته به افکندن قلاب به آب
  • پخشكنندههاي طعمه
  • برداشت ماهي · روشهای ماهیگیری · صيد ماهي · طعمههاي ماهي
  • (انگلیس - در قدیم) تفریح عمومی که عبارت بود از گاوی که زنجیر شده و به او سگ کیش می دادند
  • جاذبها · جلبكنندهها · طعمههاي كنترل آفت
  • تلهاندازی · طعمههاي تلهاندازي
  • (امریکا) روش فروش جلب و تغییر (با آگهی های اغراق آمیز مشتری را جلب و کالای آگهی نشده را به او می اندازند)
Add

Translations of "bait" into Persian in sentences, translation memory