Translation of "baked" into Persian
بو داده, سوخته are the top translations of "baked" into Persian.
baked
adjective
verb
grammar
Simple past tense and past participle of bake. [..]
-
بو داده
adjective -
سوخته
adjectiveOut here there was only the road, the sand, the baked hardpan of the desert.
کویر وجود داشت ودرآنجا فقط جاده، شن و زمین سوخته.
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "baked" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "baked" with translations into Persian
-
(اسکاتلند) شیرینی برشته · (امریکا) مهمانی که در آن غذاهای فرپز سرو می شود · (با هوای گرم) خشک کردن · (بیش از حد) حمام آفتاب گرفتن · (خود را) زیر آفتاب سوزاندن · (در کوره یا تنور) پختن (نان یا آجر و غیره) · (مهجور) خشک و سفت شدن · آجرپزی کردن · برشتن · تافتن · تافته شدن · تفتن · تنوری کردن · خشکیدن · در فر پختن · طبخ کردن یا شدن · پخت · پختن · کوره بستن
-
سیبزمینی تنوری
-
تنوری کردن · نانوایی · نانپزی و شیرینیپزی · پخت
-
(خوراک پزی) آلاسکای برشته (یک لایه کیک پوشیده از بستنی)
-
بی تجربه · حساب نشده · خام · خام دست · سرسری · ناهوشمند(انه) · نسنجیده · نیمه طبخ شده · نیمه پخته · کم پخته
-
نشانویژگیهای نانوایی
-
آجری · گل پخته
-
جوش شیرین · جوش شیرین (NaHCO3) · گرد مخمر
Add example
Add