Translation of "balances" into Persian
ترازوها is the translation of "balances" into Persian.
balances
verb
noun
Plural form of balance. [..]
-
ترازوها
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "balances" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "balances" with translations into Persian
-
(حسابداری) موازنه · (حسابداری) موازنه کردن · (نقاشی و طراحی و تصنیف و غیره) هماهنگی · (نیرو یا وزن) · اراده و توان تصمیم گیری · باقی مانده · بالانس · بالانس زدن · برابر کردن · برابرساز · بقیه · به هم خوردن و تناسب · تتمه · تراز · تراز کردن balance wheel -10 1 · ترازجای · ترازمند کردن · ترازمندی · ترازو · ترازو (به ویژه اگر دو کفه ی آویزان داشته باشد) · ترازگر · تسویه حساب کردن · تعادل · تعادل خود را حفظ کردن · تفاضل · تناسب · توازن · توازن (فکری یا جسمی) · جور بودن · خنثی کردن (وزن یا نیرو) · در تراز و سنجیدن 2 · رسوبی · روی دست ها ایستادن (بیشتر می گویند: handstand) 5 · سنجیدن B( -13 بزرگ - نجوم) برج میزان (که بین برج های سنبله و عقرب قرار دارد) 4 · قسمت باقی مانده · مانده · مانده / تراز، توازن، موازنه · متعادل شدن · متعادل کردن · متعادل کردن یا شدن · مرکز هم وزنی (balance point هم می گویند) · مقایسه کردن · موازنه · موجودی · میزان · نقطه ی تعادل · نیروی مقاوم · هم ارزی · هم تراز کردن · هم سنگ ساز · هم سنگ کردن · هم وزن کردن یا بودن · هماهنگ کردن · همسنجگر · همسنگی · هموزنی · وزن کردن · وزنه تعادل · وزنه ی تعادل · وزنه ی متقابل · پارسنگ · پارسنگ کردن · پسمانده
-
حسابداری رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
-
تراز نامه
-
مانده فعال، فزونی صادرات بر واردات
Add example
Add