Translation of "baleful" into Persian
محنت بار, بدشگون, تهدیدکننده are the top translations of "baleful" into Persian.
baleful
adjective
grammar
Portending evil; ominous. [..]
-
محنت بار
adjective -
بدشگون
adjective -
تهدیدکننده
adjective
-
Less frequent translations
- بدیمن
- زیانبخش
- شرور
- شیطانی
- (قدیمی) محزون
- شرارت بار
- غم انگیز
- غم زده
- فلاکت زده
- مصیبت انگیز
- مصیبت بار
- نهی کننده
- گمراه کننده
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "baleful" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "baleful" with translations into Persian
-
شرارت
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
(شعر قدیم) · (قدیمی) رجوع شود به balefire · (پنبه و غیره) عدل · (کاه و غیره) کپه · بخچه (بقچه) · بسته · بسته کردن · بغچه · بلا · بلغنده · به صورت عدل یا بخچه یا لنگه درآوردن · تا · تاچه · حرمان · حزن · رقصیدن · شر · عدل · عدل بندی کردن · غم · فلاکت · لنگه · ماتم · مصیبت · مکعب هم فشرده (کاه یا علف خشک) · هم فشرده کردن · گلخج
-
عدلبندی
-
بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
عدلبندی
Add example
Add