Translation of "ballot" into Persian
قرعه, راى, رای دادن are the top translations of "ballot" into Persian.
ballot
verb
noun
grammar
a paper or card used to cast a vote [..]
-
قرعه
noun -
راى
The process of voting, especially in secret.
-
رای دادن
Verb verb اسمبه موضوعی رای دادن.
Ambulance crews balloted unanimously to reject the deal.
متصدیان آمبولانس به صورت ناشناس برای رد معاهده رای دادند.
-
Less frequent translations
- قرعه کشی کردن
- مجموع کل آرا
- انتخابات (به ویژه با رای مخفی)
- با رای تعیین کردن
- برگه انتخاباتی
- برگه ی رای
- تعداد کل آرا
- تعرفه ی رای
- حق رای
- رای مخفی دادن
- رای گیری
- فهرست نامزدهای انتخابات
- ورقه رای
- ورقه ی رای
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "ballot" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Images with "ballot"
Phrases similar to "ballot" with translations into Persian
-
تعرفه ی انتخاباتی که خیلی بلند و پرجزئیات باشد
-
ورقه ی حاوی نام نامزدهای انتخابات (و سایر موضوعاتی که باید در خلوت به آن رای داده شود)
-
پیشگامی شهروندان
-
رأی مخفی · رای مخفی
-
رای غیابی
-
رأی دادن
-
قرعه · قرعه کشی · ورقه رای
Add example
Add