Translation of "band" into Persian

بند, گروه, نوار are the top translations of "band" into Persian.

band verb noun grammar

A strip of material wrapped around things to hold them together. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • بند

    noun

    strip of material wrapped around things to hold them together

    The feather was frayed and matted, but it still stuck up defiantly from the band.

    پر کلاه نامرتب و وزوزی شده بود ولی هنوز با غروردرحالت ایستاده به بند کلاهش وصل بود.

  • گروه

    noun

    From what I can see, your wee band won't do too well without me.

    اینجور که میبینم ، گروه کوچولوت بدون من نمیتونه هیچ کاری کنه Huh?

  • نوار

    His shirt collar cut into his muscular, sunburnt neck, pressing out a white band in the flesh.

    یقهٔ پیراهنش در گردن عضلانی و آفتابسوختهاش فرورفت و از فشار آن نوار سفیدی بر پوستش ظاهر شد.

  • Less frequent translations

    • باریکه
    • دسته
    • باند
    • تسمه
    • حلقه
    • انگشتر
    • ریسمان
    • نواره
    • برزخ
    • نخ
    • افسار
    • طناب
    • خط
    • (بابستن بند) نشان گذاری کردن
    • (رادیو) باند
    • (طیف خورشید) نوار رنگی
    • (معدن) رگه ی باریک 0
    • (معماری) لایه یا قرنیز نازک
    • (معمولا با together) همدسته شدن
    • با بند بستن
    • باند – نوار
    • تسمه ی فلزی یا چوبی یا لاستیکی که برای بستن چیزی به کار رود
    • تسمه یا نواری که چرخ های ماشین را بگرداند
    • دسته نوازندگان (آلات ضربی و بادی)
    • دسته کردن
    • متحد شدن
    • متحد کردن یا شدن
    • همدست شدن یا کردن
    • گروه موسیقی
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "band" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "band"

Phrases similar to "band" with translations into Persian

  • نوار لاستیکی · نوارکش · کش
  • آرمادیلوی ششنواره
  • (در لباس برخی از کشیشان پروتستان) دو نوار سفید پارچه ای که از جلو یقه ی پیراهن آویخته است
  • نواری
  • انگیزه کار گروهی
  • (رادیوی موج کوتاه)باند شهروندان · باند خصوصی (citizen band هم می گویند)
  • (رادیو و تلویزیون) باند موج
  • بازوبند سیاه (به نشان سوگواری) · دراز و لاغر · علف هرزه · پوشاک
Add

Translations of "band" into Persian in sentences, translation memory