Translation of "bank" into Persian
بانک, ساحل, bank are the top translations of "bank" into Persian.
bank
verb
noun
grammar
An institution where one can place and borrow money and take care of financial affairs. [..]
-
بانک
nounstorage for important goods [..]
The shop is opposite the bank.
مغازه، مقابل بانک است.
-
ساحل
nounHis house is on the bank of the river.
خانه او در ساحل رودخانه است.
-
bank
-
Less frequent translations
- برآمدگی
- تل
- پایاب
- انباشت
- دسته
- گروه
- آبتل
- رودکنار
- کناب
- تلنبار
- انباشتن
- (از خاک) پشته درست کردن
- (با افزودن چوب و جابجا سازی خاکستر) آتش را درست کردن (به طوری که آهسته و طولانی بسوزد)
- (بسکتبال) توپ را جوری زدن که به تخته بخورد و وارد حلقه شود 0
- (بیلیارد) برای رسیدن به مقصود توپ را به دیواره زدن
- (در دریا و دریاچه) جای کم ژرفا
- (در قمار و بازی های با ورق و ژتون) موجودی هر بازیکن در قمار
- (در پیانو و هر چیز کلید دار) ردیف کلیدها
- (در کشتی های بزرگ قدیم که اسرا در آن پارو می زدند)
- (راهسازی) شیب دار کردن جاده در جهت پیچ جاده (برای جلوگیری از پرت شدن خودرو)
- (روزنامه) عنوان ثانوی مقاله (که زیر عنوان اصلی و با حروف کوچکتر است)
- (قدیمی) نیمکت
- (معدن) بالا یا سر رگه ی خاک معدنی
- (هواپیمایی) کج کردن هواپیما در جهت چرخش
- (پزشکی) محل گردآوری و توزیع خون وبرخی از اعضای بدن که در پیوند به کار می روند
- (کامپیوتر) انبار
- از پهلو ريختن
- اعتماد کردن
- توده (ابر و برف و خاک و غیره)
- در بانک گذاشتن
- دیواره ی خاکی درست کردن
- ردیف هر چیز
- ردیف پاروها
- ردیف کردن
- ساحل رود
- ساختمان یا محل بانک
- شرط بستن
- شیب تند (مثلا کنار تپه)
- صندوق پس انداز
- معامله ی بانکی انجام دادن
- موجودی قمارخانه
- نیمکت پاروزنان
- پاروزنان بیگار
- پشته (مثلا کنار دریا یا رودخانه)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bank" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Bank
+
Add translation
Add
"Bank" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Bank in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "bank"
Phrases similar to "bank" with translations into Persian
-
توده ی مه (به ویژه اگر از راه دور در دریا دیده شود) · مه انباشت
-
بانک تعاونی
-
انقطاع صورتحساب بانک
-
حساب بانکی
-
بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران
-
هزینههای بانکی
-
بانکها · بانکهای سرمایهگذاری · بانکهای پسانداز
-
بانك بينالمللي بازسازی و توسعه
Add example
Add