Translation of "basined" into Persian
دارای ابگیر, لگن دار are the top translations of "basined" into Persian.
basined
adjective
grammar
Enclosed in a basin. [..]
-
دارای ابگیر
-
لگن دار
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "basined" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "basined" with translations into Persian
-
آبیاری کرتی
-
آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
-
پارک ملی حوضه آبریز بزرگ
-
(دریا شناسی) چاله ی ژرف در کف اقیانوس · (زمین شناسی) فرورفتگی زمین که لایه های سنگی آن همه به یک مرکزخمیدگی دارند · آبگیر · بزین · بندرگاه · تشت · تشتک · حوزه ی رودخانه · حوضچه · خلیج کوچک · خور · دره · دریاچال · دریاچه ی کوچه · دستشویی بزرگ آشپزخانه (که در آن ظرف و رخت می شویند - wash basin هم می گویند) · لانجین · لگن · محتویات تشت یا لگن · گودی پر از آب
-
حوضه بسته
-
آبپخشانها · حوضه آب زيرزميني
-
آبگیر رودخانه
-
دشت تانگوسکا (در سیبری - دارای کان های فراوان زغالسنگ)
Add example
Add