Translation of "basketful" into Persian

سبد, مظروف یک سبد are the top translations of "basketful" into Persian.

basketful noun grammar

The amount that will fit into a basket [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • سبد

    noun

    You shouldn't put all your eggs in one basket.

    همه تخم مرغ هایتان را در یک سبد نگذارید.

  • مظروف یک سبد

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "basketful" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "basketful"

Phrases similar to "basketful" with translations into Persian

  • (اتاقکی که از بالون آویخته است و سرنشینان در آن قرار دارند) کابین بالون · (بسکتبال) حلقه · انداختن توپ در حلقه (که دو امتیاز می دهد) · زمبه · زنبیل · سبد · سَبَد · محتوی سبد · هر چیز سبد مانند · کواره · گل · گنجایش سبد
  • (گیاه شناسی) سبد زرین (Aurinia saxatilis و Alyssum saxatile از خانواده ی crucifer)
  • سالیکس ویمینالیس
  • الياف سبدي · الیاف گیسوبافتی
  • (جانور شناسی) ستاره ی سبد (تیره ی basket fish( )Gorgonocephalidae هم می گویند)
  • كاشت سبدي · كاشت مخزني · كاشت گلداني · نهالکاری آوندی · نهالکاری در گلدان
  • قبضه ی شمشیر (دارای رویه ی سبد مانندی است که دست را می پوشاند)
  • تمرین شغل
Add

Translations of "basketful" into Persian in sentences, translation memory