Translation of "bastardization" into Persian

حرامزادگی, پستی, بدل سازی are the top translations of "bastardization" into Persian.

bastardization noun grammar

A degradation of a language caused by the passage of time or geographical remoteness. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • حرامزادگی

  • پستی

  • بدل سازی

  • حرامزاده کردن

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bastardization" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bastardization" with translations into Persian

  • سفرهماهیان · قلابماهيان · كفشكماهي دورگه · كفشكماهي كاليفرنيا
  • (خودمانی - ناپسند - حاکی از تنفر یا خشم و حتی علاقه) ای حرامزاده ! · (فحش) مادر قحبه · از جنس بد · بد جنس · بدل · برقواره · تقلبی · جازده · حرامزاده · دورگه · روسپیزاده · زرنگ و زیرک · سندره · شیطان ! · فرزند نامشروع · لکنته · مادر جنده · مول · ناجور · نادرست · نامرغوب · ناپاکزاده · وازده · پست · کاذب
  • رجوع شود به alula
  • حرامزاده کردن یا خواندن یا اعلام کردن · نامرغوب و غش دار کردن · وازده کردن · پست کردن
  • کافیشه
  • (خودمانی - ناپسند - حاکی از تنفر یا خشم و حتی علاقه) ای حرامزاده ! · (فحش) مادر قحبه · از جنس بد · بد جنس · بدل · برقواره · تقلبی · جازده · حرامزاده · دورگه · روسپیزاده · زرنگ و زیرک · سندره · شیطان ! · فرزند نامشروع · لکنته · مادر جنده · مول · ناجور · نادرست · نامرغوب · ناپاکزاده · وازده · پست · کاذب
  • (خودمانی - ناپسند - حاکی از تنفر یا خشم و حتی علاقه) ای حرامزاده ! · (فحش) مادر قحبه · از جنس بد · بد جنس · بدل · برقواره · تقلبی · جازده · حرامزاده · دورگه · روسپیزاده · زرنگ و زیرک · سندره · شیطان ! · فرزند نامشروع · لکنته · مادر جنده · مول · ناجور · نادرست · نامرغوب · ناپاکزاده · وازده · پست · کاذب
  • (خودمانی - ناپسند - حاکی از تنفر یا خشم و حتی علاقه) ای حرامزاده ! · (فحش) مادر قحبه · از جنس بد · بد جنس · بدل · برقواره · تقلبی · جازده · حرامزاده · دورگه · روسپیزاده · زرنگ و زیرک · سندره · شیطان ! · فرزند نامشروع · لکنته · مادر جنده · مول · ناجور · نادرست · نامرغوب · ناپاکزاده · وازده · پست · کاذب
Add

Translations of "bastardization" into Persian in sentences, translation memory