Translation of "batter" into Persian
خمیر, کوباندن, خمیرابه are the top translations of "batter" into Persian.
batter
verb
noun
grammar
To hit or strike violently and repeatedly. [..]
-
خمیر
nounHowever, battered in body as he was, to rise was beyond his power.
باری از زمین برخاستن، به علت آنکه تنش چندان خرد و خمیر شده بود، برای او میسر نبود.
-
کوباندن
-
خمیرابه
mixture used to prepare food
-
Less frequent translations
- لهاندن
- مایه
- (آشپزی) خمیر آب
- (با ضربه های پیاپی) خرد کردن
- (بیس بال) بازیکنی که نوبت چوگان زدنش فرا رسیده است
- (سخت) مضروب کردن
- (مکرر) ضربه زدن
- (کریکت) رجوع شود به batsman
- به سوی بالا و عقب مایل شدن (مثل دیوارهای کلفت)
- داغان كردن
- داغان کردن
- شیب به سوی عقب و بالا
- له و په کردن
- له کردن
- پیاپی زدن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "batter" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "batter" with translations into Persian
-
(در جنگ های قدیم - دستگاهی که با آن دیوار یا دروازه ی قلعه را درهم می کوبیدند) دژکوب · درشکن · دروازه شکن · دژکوب · راک · چکش تیرکوب
Add example
Add