Translation of "beholding" into Persian
بینا, در دست گرفتن, دید are the top translations of "beholding" into Persian.
beholding
adjective
noun
verb
grammar
Present participle of behold. [..]
-
بینا
noun -
در دست گرفتن
-
دید
nounbehold it was only a poor little evanescent partiality.
اما ناگهان دید که تمام آن علاقه چیزی جز توجه زودگذر و ناچیز نبوده است.
-
Less frequent translations
- دیدن
- رویت
- مشاهده
- مشاهده کردن
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "beholding" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "beholding" with translations into Persian
-
بیننده · شاهد · فریس · مشاهده کننده
-
دیدنی، تماشائی
-
(حرف ندا) بنگر · ایدر · در مدنظر گرفتن · دیدن · مشاهده کردن · نظاره کردن · نظارگی، تماشا، دیدن، نظر کردن · نگریستن · هان
-
اسب کهر را بنگر
-
(حرف ندا) بنگر · ایدر · در مدنظر گرفتن · دیدن · مشاهده کردن · نظاره کردن · نظارگی، تماشا، دیدن، نظر کردن · نگریستن · هان
-
(حرف ندا) بنگر · ایدر · در مدنظر گرفتن · دیدن · مشاهده کردن · نظاره کردن · نظارگی، تماشا، دیدن، نظر کردن · نگریستن · هان
Add example
Add