Translation of "bent" into Persian
خم, تمایل, خمیده are the top translations of "bent" into Persian.
bent
adjective
noun
verb
grammar
(Of something that is usually straight) folded, dented [..]
-
خم
nounLead is easily bent.
سرب به راحتی خم می شود.
-
تمایل
noun -
خمیده
adjectiveAt that sound the bent shape of the king sprang suddenly erect.
با این صدا هیئت خمیده شاه ناگهان از جا جهید و شق ورق نشست.
-
Less frequent translations
- کج
- علف بوريا
- خمش
- نهاد
- گرایش
- گنگ
- پایه
- خرک
- ناصاف
- خم شد
- ناراست
- دشت
- کژ
- کوله
- زرنگی
- غیرعادی
- عازم
- مشتاق
- مفهوم
- زمینه
- (انگلیس - خودمانی - ناپسند) همجنس باز
- (انگلیس) صحرا
- (با on) مصمم
- (خودمانی) فاسد
- (گیاه شناسی) چمن خم (جنس bentgrass( )Agrostis هم می گویند)
- به سوی
- خم شده
- در جهت
- رشوه بگیر
- زمان گذشته و اسم مفعول : bend
- ساقه ی گل برخی علف ها
- صدای شلاق
- طاق خمیده
- عجیب و غریب
- قاب ساختمانی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bent" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "bent" with translations into Persian
-
(گیاه شناسی) چمن گلف (نوعی آروا: Agrostis stolonifera که در جاهای مرطوب بهتر می روید و در زمین های گلف کاشته می شود)
-
خفاش بالبلند
-
مایل بودن، میل به چیزی داشت، تمایل داشتن
-
خم شده
-
قصد کردن، عزم خود را جزم کردن · کمر به کاری بستن، تصمیم جدی برای انجام کاری گرفتن
Add example
Add