Translation of "beta" into Persian
بتا, (شیمی) ساختمان ثانوی, (نجوم) نام دومین ستاره ی هر استارگان (صورت فلکی)از نظر میزان درخشش (که بعد از آن نام استارگان ذکر می شود مثلا: Beta Centauri) are the top translations of "beta" into Persian.
beta
adjective
verb
noun
grammar
Identifying a molecular position in an organic chemical compound. [..]
-
بتا
nounletter of the Greek alphabet [..]
I was one of the lucky ones who survived the beta test.
من يکي از اون خوش شانس هايي بودم که از آزمايش بتا جون سالم به در برد.
-
(شیمی) ساختمان ثانوی
-
(نجوم) نام دومین ستاره ی هر استارگان (صورت فلکی)از نظر میزان درخشش (که بعد از آن نام استارگان ذکر می شود مثلا: Beta Centauri)
-
Less frequent translations
- بتا (سرده)
- حرف دوم الفبای یونانی
- رقم دوم (فهرست یا لیست)
- ساختار بتا
- نام تجارتی دستگاه الکترونیکی برای ضبط و گذاشتن نوار ویدیو
- نفر یا چیز دوم
- ویدیو که با این دستگاه کار کند (نام کامل آن : Betamax)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "beta" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
Beta
proper
noun
Betamax. [..]
-
بتا
nounAlright, Beta, you stay here and cover us.
خب ، بتا ، اينها جلوي ما رو گرفتن.
-
جنس چغندر
Phrases similar to "beta" with translations into Persian
-
کمبود بتا کتوتیولاز
-
(فیزیک) فروریختن تابشی (رادیواکتیو) هسته (nucleus) و برون پاش ذرات بتا · واپاشی بتا
-
توزیع بتا
-
(فیزیک) ذره ی بتا (الکترون یا پوزیترون که با سرعت زیاد از هسته ی اتم در حال فساد برون پاش می شود) · ذرات بتا
-
فوما بتائه · پلئوسپورا بتائه
-
اریزیفه بتائه
-
اریزیفه بتائه
-
(آمریکا - انجمن افتخاری دانشجویان ممتاز دانشگاه) فای بتا کاپا
Add example
Add