Translation of "betting" into Persian
شرط بندی is the translation of "betting" into Persian.
betting
noun
adjective
verb
grammar
Describing one who bets or gambles. [..]
-
شرط بندی
You could getyourself thrown out ofthe hall of Fame for betting on yourself.
می تونستی خودتو به خاطر شرط بندی رو خودت از تالار مشاهیر اخراج کنی!
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "betting" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "betting" with translations into Persian
-
(شخص یا چیز) موفق شونده · ب · به مراد رسان · رجوع شود به beth · شرط · شرط بستن · شرطبندی کردن · قمار کردن (wager هم می گویند) · مابین · مبلغ یا جایزه ی شرطبندی · مخفف : بین · منوط بودن · میان · وابسته بودن · چیزی که سر آن شرطبندی شود
-
(گیاه شناسی) صابون گیاه هر ساله (Saponaria officinalis که گل های سرخ خوشه ای می دهد)
-
برگ برنده · بهترین انتخاب · بهترین راه · بهترین گزینه
-
سَرِ چیزی شرط بستن
-
شاباک
-
زدن توپ
-
احتمالات · شانس · عدم توافق
-
(شخص یا چیز) موفق شونده · ب · به مراد رسان · رجوع شود به beth · شرط · شرط بستن · شرطبندی کردن · قمار کردن (wager هم می گویند) · مابین · مبلغ یا جایزه ی شرطبندی · مخفف : بین · منوط بودن · میان · وابسته بودن · چیزی که سر آن شرطبندی شود
Add example
Add