Translation of "bio-" into Persian
زی -, زیست -, زیوا [biography و biochemistry] are the top translations of "bio-" into Persian.
bio-
Prefix
life [..]
-
زی -
-
زیست -
Well, all the other locks in Max's facility use a keypad system, but this one's a bio-diagnostic.
خوب, همه ی قفل های دیگه ی تسهیلات " مکس " از, سیستم صفحه کلید استفاده شده ولی این یکی زیست-تشخیصی هستش
-
زیوا [biography و biochemistry]
-
پیشوند: وابسته به زیست یا زیست شناسی
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bio-" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Phrases similar to "bio-" with translations into Persian
-
سیستم اصلی ورودی و خروجی · مخفف Basic Input Output System
-
سیستم ابتدایی ورودی خروجی
-
(عامیانه) · زندگینامه · زیست نامه (به ویژه اگر کوتاه باشد) · وابسته به زیست نامه یا شرح زندگی
-
آتاكاما · آرائوكو · آكونكاگوا · آنتوفاگاستا · آيزن · اوسورنو · اوهيژينس · بيو-بيو · تاراپاکا · تالكا · جمهوري شيلي · سانتياگو · شیلی · كائوتين · كانسپسيون · كوريكو · كوكيمبو · كولكاگوا · للانكيهو · لينارس · مائول · مالكو · ماگالانس · نيوبل · والديويا · والپارزو
Add example
Add