Translation of "bit" into Persian
خرده, بیت, ذره are the top translations of "bit" into Persian.
A piece of metal placed in a horse's mouth and connected to reins to direct the animal. [..]
-
خرده
nounEvery bit of jewelry I owned was in that jewel case, she screamed.
او جیغ زد: همه خرده جواهراتی که داشتم در این چمدان بود
-
بیت
یکای اطلاعات و ذخبره سازی در رایانه [..]
I was a bit of a pyro when I was a kid.
من یک بیت از یک Pyro به زمانی بود که من بچه بودم.
-
ذره
adjective noun adverbI heard there was a bit of trouble in town.
شنیدم که توی شهر یه ذره درگیری بوده.
-
Less frequent translations
- پاره
- لگام
- قطعه
- دهنه
- کمی
- قدری
- کوچک
- لقمه
- مهار
- لجام
- دم
- نقطه
- تیزی
- سوفچه
- لبیشه
- لختی
- تیغه
- رگه
- زبانه
- (امریکا - عامیانه) دوازده و نیم سنت
- (بخشی از چپق و پیپ و غیره که در دهان قرار گیرد) دهانگیر
- (به اسب و غیره) دهنه زدن
- (در افسار اسب) دهانه
- (در مته) سر
- (عامیانه) خیلی
- (عامیانه) هر کار تکراری
- (کامپیوتر) بیت
- (کلید را) دندانه دار کردن
- بیت واحد حافظه کامپیوتری
- دندانه ی کلید
- زمان گذشته و اسم مفعول فعل : bite
- لبه ی شمشیر و غیره
- مقدار بسیار کم
- مهار کردن
- نقش کوتاه یا کم اهمیت
- نمایش کوتاه که در نمایش دیگر باشد
- نه کم
- هرچیزی که مهار یا کنترل کند
- یک واحد در سیستم دوگانه ی 0 و 1
- یکان زبان کامپیوتری
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "bit" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Translations with alternative spelling
A language of Laos and China.
"Bit" in English - Persian dictionary
Currently, we have no translations for Bit in the dictionary, maybe you can add one? Make sure to check automatic translation, translation memory or indirect translations.
Images with "bit"
Phrases similar to "bit" with translations into Persian
-
رنگ 8 بیتی
-
هر ذره آن غنیمت است
-
(امریکا - عامیانه) 52 سنت · یک چهارم دلار
-
(مکانیک) مته ی دستی
-
به زبان آوردن
-
گیاه خاردار
-
بیت همزادی
-
کمی دیرترش کن