Translation of "bladder" into Persian

مثانه, بادکنک, آبدان are the top translations of "bladder" into Persian.

bladder verb noun grammar

(zoology) A flexible sac that can expand and contract and that holds liquids or gases. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • مثانه

    noun

    As far as I can judge, his guts in one piece, so is his bladder.

    تا جایی که من سردرمیآورم، رودههایش سالمند، همینطور مثانه.

  • بادکنک

    noun

    a bladder that I got at the slaughter house.

    با یه بادکنک گوسفند که از سلاخ خو نه آورده بودم.

  • آبدان

  • Less frequent translations

    • کیسه
    • آبدان، آبگاه، کمیز دان، پیشاب دان
    • پیشابدان
    • دغدغک
    • ابدان
    • بادکیسه
    • تیوب
    • هناثم
    • (کالبد شناسی) مثانه
    • (گیاه شناسی) کاکنج
    • بادبرگ (برگ های بادکنک مانند برخی گیاهان به ویژه گیاهان آبزی)
    • تویی (توپ و غیره)
    • مثانه ادراری
    • میزه دان (urinary bladder هم می گویند)
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bladder" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bladder" with translations into Persian

  • سرطان مثانه
  • (گیاه شناسی) بادکاسبرگ (Silene cucubalus از خانواده ی pink که کاسبرگ آن حاوی باد است) · سیلن · قلیانک ولگاریس
  • (گیاه شناسی) رجوع شود به flower-of-an-hour
  • (کالبد شناسی) مثانه · مثانه · مثانه ادراری · میزه دان · پیشابدان
  • (گیاه شناسی) خزه های دغدغکی (از جنس Ascophyllum و Fucus که کیسه های هوا دارند)
  • التهاب لگنچه · انسداد پيشابراهي · بيماريهاي ارولوژيكي · بيماريهاي مثانه · بیماریهای دستگاه ادراری
  • مثانه بیشفعال
  • مثانه نوروژنیک
Add

Translations of "bladder" into Persian in sentences, translation memory