Translation of "bloomed" into Persian

جوان شد, شکوفه کرد are the top translations of "bloomed" into Persian.

bloomed verb

Simple past tense and past participle of bloom. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • جوان شد

  • شکوفه کرد

    My, you ought to seen old Henry the Eight when he was in bloom.

    نه تو حتماً باید هانری هشتم ور وقتی شکوفه کرده بود میدیدی، این آقا حسابی شکوفه کرده بود.

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bloomed" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bloomed" with translations into Persian

  • او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
  • شکوفایی جلبکی
  • (فلزکاری) شمش آهن آماده ی چکش خوری · (قدیمی) شکوفا کردن · از سلامتی و رنگ و آب برخوردار بودن · باز شدن · بلوم · به اوج رسیدن · به به · توده ای از جلبلک ها و خزه ها (بر سطح دریا و دریاچه و تالاب) · سر · شکفتن · شکوفا شدن · شکوفایی · شکوفه · شکوفه دادن · شکوفه کردن · شکوفیدن · عجب · عنفوان · غنچه · غنچه کردن · لاشه · لخته آهن · مجموع گل های یک گیاه · میله ی کلفت آهن یا پولاد (که از نورد کردن یا چکش کاری شمشه به دست می آید) · میوه · هنگام شکفتن · گرد خاکستر فامی که روی برخی میوه ها (مثل آلو و انگور) وبرگ ها دیده می شود · گرده · گل · گل دادن
  • تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
  • تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
  • تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
  • (فلز کاری) دستگاه نورد که شمشه را تبدیل به لخته آهن می کند · نورد ستبرا شکن
  • تودههاي جلبكي · تودههاي پلانكتون گياهي · تودههای آبزی · تودههای دریایی · تودههای پلانکتون · سرخخيزاب
Add

Translations of "bloomed" into Persian in sentences, translation memory