Translation of "blowhole" into Persian
حبابچه, دررو, مفر are the top translations of "blowhole" into Persian.
blowhole
noun
grammar
The spiracle, on the top of the head, through which cetaceans breath. [..]
-
حبابچه
-
دررو
-
مفر
-
Less frequent translations
- (به ویژه در گدازه ی آتشفشانی) سوراخی که هوا و گاز از آن به خارج راه می یابد
- (در دریای یخ زده) سوراخی در یخ که پستانداران (مثل نهنگ) برای دم زنی گرد آن می آیند
- (در ریخته گری و فلزکاری) مک (حباب های ریز هوادر سطح فلز)
- دیگ جن (شکافی در صخره های ساحلی که هنگام خوردن موج به ساحل آب از آن فوران می کند)
- سوراخ بینی نهنگ (که در فرق سر آن قرار دارد)
-
Show algorithmically generated translations
Automatic translations of "blowhole" into Persian
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
Add example
Add