Translation of "bluntness" into Persian

کودنی, کندی, بی ملاحظگی are the top translations of "bluntness" into Persian.

bluntness noun grammar

The characteristic of being blunt. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • کودنی

  • کندی

    the air as cold as a blunt razorblade against his face something had happened

    سردی هوا مثل تیغ صو رت تراشی کندی روی صورتش احساس میشد انگار چیزی اتفاق افتاده بود

  • بی ملاحظگی

  • Less frequent translations

    • بی پردگی
    • عدم رعایت نزاکت یاتعارف
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bluntness" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bluntness" with translations into Persian

  • (اثر چیزی را) کم کردن · (از شدت یا درد و غیره) کاستن · (لبه ی چاقو و تیغ و غیره) کند (درمقابل تیز: sharp) · kond · بی شیله پیله · بی محابا · بی پرده · دیرآموز · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف وساده · ناپوشیده · نیرومند · پخمه · پرحرف · کم هوش · کند · کند ذهن · کند کردن یا شدن · کودن
  • ترومای غیرنافذ
  • جیمز بلانت
  • (اثر چیزی را) کم کردن · (از شدت یا درد و غیره) کاستن · (لبه ی چاقو و تیغ و غیره) کند (درمقابل تیز: sharp) · kond · بی شیله پیله · بی محابا · بی پرده · دیرآموز · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف وساده · ناپوشیده · نیرومند · پخمه · پرحرف · کم هوش · کند · کند ذهن · کند کردن یا شدن · کودن
  • (اثر چیزی را) کم کردن · (از شدت یا درد و غیره) کاستن · (لبه ی چاقو و تیغ و غیره) کند (درمقابل تیز: sharp) · kond · بی شیله پیله · بی محابا · بی پرده · دیرآموز · رک · رک و راست · رک گو · سرراست · صاف وساده · ناپوشیده · نیرومند · پخمه · پرحرف · کم هوش · کند · کند ذهن · کند کردن یا شدن · کودن
  • ترومای غیرنافذ
Add

Translations of "bluntness" into Persian in sentences, translation memory