Translation of "board" into Persian

تخته, هیئت, پول غذا و مکان are the top translations of "board" into Persian.

board verb noun grammar

(nautical) The distance a sailing vessel runs between tacks when working to windward [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • تخته

    noun

    piece of wood or other material

    He took away one and wrote that number on the board.

    آن را منهای یک کرد و روی تخته نوشت.

  • هیئت

    committee

    I'm sure your board would really appreciate it.

    مطمئنم هیئت مدیره شرکتت خیلی خوشحال بشن !

  • پول غذا و مکان

    noun

    amount paid for meals and lodging

  • Less frequent translations

    • تابلو
    • شورا
    • انجمن
    • توفال
    • (الکترونیک) رجوع شود به circuit board
    • (بسکتبال - جمع) دو تخته ی پشت حلقه ها
    • (ترن و کشتی و هواپیما و غیره) سوار شدن 1
    • (در بورس سهام) فهرست سهام خرید و فروش شده و بهای آنها
    • (قدیمی) میز هیئت مدیره
    • (هاکی) دیواره ی چوبی یا پلاستیکی دور زمین بازی 3
    • اتاق با خوراک اجاره کردن 0
    • انواع مصالح ساختمانی که به صورت صفحه های مستطیل شکل ساخته می شوند
    • با تخته پوشاندن
    • به عرشه ی کشتی وارد شدن (از کشتی دیگر و غیره)
    • به کنار کشتی آمدن (به ویژه به قصد حمله)
    • بورس سهام
    • تخته مدار
    • تخته کوب کردن
    • خوراک روی میز (به ویژه در خوابگاه ها و پانسیون ها)
    • صفحه کنترل
    • عرشه ی کشتی
    • قسمتی از برنامه
    • قطعه ای چوب (یا ماده مشابه) که مسطح باشد
    • لبه ی کشتی
    • منزل دادن به
    • میز غذا خوری
    • هيئت اجرايي
    • وسیعتر کردن
    • پانسیون شدن یا کردن
    • گرفتن توپی که به تخته می خورد 2
  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "board" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Images with "board"

Phrases similar to "board" with translations into Persian

Add

Translations of "board" into Persian in sentences, translation memory