Translation of "bolted" into Persian

چفت شده، قفل (قفل زده، قفل شده) مُقَفَّل is the translation of "bolted" into Persian.

bolted verb

Simple past tense and past participle of bolt. [..]

+ Add

English-Persian dictionary

  • چفت شده، قفل (قفل زده، قفل شده) مُقَفَّل

  • Show algorithmically generated translations

Automatic translations of "bolted" into Persian

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

Phrases similar to "bolted" with translations into Persian

  • (معماری و مکانیک) پیچ گسترشی (پیچی که دارای سر پیچ ویژه ای می باشد که وقتی در سوراخ رانده شد گسترده می شود و پیچ رامحکم در جای خود نگه می دارد)
  • (آرد و غلات) الک کردن · (اسب و غیره) چموش شدن · (سلاح آتشین) گلنگدن · (قدیمی) خوب را از بد جدا کردن · (قدیمی) پیکان افکندن · (نساجی) طاقه · (پارچه) توپ · (پارچه)قواره 0 · (کشاورزی) قبل از موقع زرد شدن و تخم دادن 5 · pīḫ · آب فواره زده 1 · آب پیکان · آبگونه ی جهیده در هوا · آذرخش · ارتداد · از پیروی یا حمایت دست کشیدن 2 · باشتاب خوردن 4 · برگشتن از حزب یا دسته ی خود · بلت · بلعیدن · بیختن · ترک یاران کردن · تفکیک کردن · تیر · جست زدن · جهش · جهیدن · حرکت تند و ناگهانی · درخشش رعد و برق · دررفتن · رم کردن · رمیدن · زبانه ی قفل · صاعقه · صاعقه (thunderbolt هم می گویند) · طاقه کردن · غربال کردن · فرار کردن · موبیز کردن · ناگهان · ناگهان جست زدن · پرش · پرش کردن · پيچ · پیچ · پیچ (و مهره) کردن · پیکان (به ویژه پیکان کوتاه و سنگینی که از کمان پولادین رها شود) · چفت در · چفت و بست · چفت کردن · کشوتفنگ 3 · کلون · گریختن · گلنگدن
  • تفنگ گلنگدنی
  • شوکدادن
  • صاعقه
  • (مکانیک) پیچ ماشین · پیچ آهن
  • قیچی آهنبر
  • قطعات جايگزين · قطعات یدکی
Add

Translations of "bolted" into Persian in sentences, translation memory